مریم، زن سرپرست خانواری است که با دخترش در محله نواب تهران زندگی میکند. دخترش دانشآموز کلاس پنجم ابتدایی است و خود او در یک کارگاه تولیدی کار میکند. ماهانه ۱۷ میلیون تومان حقوق میگیرد. ساعت کارش از هشت صبح شروع میشود و تا شش عصر ادامه دارد. معمولا وقتی به خانه میرسد که ساعت از هشت شب هم گذشته است. به همین دلیل بیشتر طول روز را از دیدن دخترش و وقت گذراندن با او محروم است.
مریم و دخترش در واحد کوچکی در خانه پدری زندگی میکنند. اجاره نمیدهد، اما میگوید با وجود همین امتیاز هم دخلوخرجش بهشدت به هم ریخته است. سرویس مدرسه، نوشتافزار، مخارج جانبی مدرسه و سفارشهایی که به گفته او معلمان در طول سال برای دانشآموزان دارند، در کنار هزینههای دیگر مانند خورد و خوراک، بخش بزرگی از حقوق ماهانهاش را میبلعد.
یکی از نگرانیهای هر روز او، همین تغذیه سادهای است که باید در کیف مدرسه دخترش بگذارد. برای یک زنگ تفریح معمولا نان و پنیر آماده میکند و برای زنگ دیگر میوه، کیک یا بیسکوئیت؛ خوراکیهایی معمولی که به گفته مریم، وقتی هزینه روزانهشان در طول یک ماه جمع میشود، دیگر رقم کوچکی نیست.
او میگوید: «گاهی نه پنیر در خانه دارم و نه پولی که حتی یک بسته بیسکوئیت برای این بچه بخرم. آن روز ترجیح میدهم اصلا مدرسه نرود که ضعف و گرسنگی به سراغش نیاید. پیش خودم فکر میکنم من که میروم سر کار، دخترم هم برود پیش پدر و مادرم؛ آنها هرچه خودشان خوردند، به این بچه هم میدهند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
آنچه مریم از دشواری تامین تغذیه مدرسه دخترش میگوید، با نگاهی به قیمت خوراکیهای معمول دانشآموزان ملموستر میشود. خرید چند قلم ساده برای زنگ تفریح، حالا میتواند بخش قابلتوجهی از درآمد ماهانه یک خانواده کمدرآمد را به خود اختصاص دهد.
در فروشگاهها، قیمت یک شیرکاکائوی کوچک به حدود ۶۵ هزار تومان رسیده و برای یک کلوچه باید حدود ۷۰ هزار تومان پرداخت کرد. قیمت برخی کیکها از حدود ۵۰ هزار تومان شروع میشود و بسته به نوع و برند تا ۲۰۰ هزار تومان میرسد. یک بسته ویفر نیز حدود ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان قیمت دارد و حتی قیمت یک بسته کوچک چیپس به حدود ۱۰۰ هزار تومان رسیده است. برخی بیسکوئیتهای کوچک و پرمصرف نیز حدود ۴۰ هزار تومان فروخته میشوند.
به این ترتیب، تنها گذاشتن یک شیرکاکائو و یک کیک ارزانقیمت در کیف دانشآموز، بدون احتساب میوه یا خوراک زنگ دوم، دستکم حدود ۱۱۵ هزار تومان هزینه دارد. اگر خانوادهای بخواهد در روزهای مدرسه فقط چنین ترکیب سادهای را برای فرزندش تهیه کند، هزینه آن در طول یک ماه تحصیلی به چند میلیون تومان میرسد؛ رقمی که برای خانوادهای مانند مریم با درآمد ماهانه حدود ۱۷ میلیون تومان، دیگر خرجی فرعی و ناچیز محسوب نمیشود.
گزینههای آماده نیز بهمراتب گرانترند. قیمت یک ساندویچ شرکتی معمولا در بوفه مدارس به حدود ۳۶۰ هزار تومان میرسد. بستنی حدود ۱۰۰ هزار تومان و نوشابه کوچک حدود ۶۵ هزار تومان قیمت دارند.
در این شرایط برخی خانوادهها تلاش میکنند، تغذیههای خانگی مثل ساندویچ نان و پنیر در کیف مدرسه بچهها بگذارند که هم سالمتر است و هم قیمت کمتری دارد اما حتی همین اقلام نیز به شدت گران شدهاند و حالا کار به جایی رسیده که درصد قابل توجهی از خانوادهها دیگر میان خوراکی سالم و ناسالم برای دانشآموزان گیر نکردهاند، بلکه با این چالش مواجهاند که آیا اساسا چیزی برای گذاشتن در کیف مدرسه کودک وجود دارد یا نه. این وضعیت، هزینه زنگ تفریح را به یکی از نگرانیهای روزمره و جدی خانوادهها تبدیل کرده است.
سارا، دانشآموز دبیرستانی، روزانه حدود ۱۲۰ هزار تومان برای رفتوبرگشت با تاکسی هزینه میکند و ۲۰۰ هزار تومان نیز از پدرش پول توجیبی میگیرد؛ با این حال میگوید همین مبلغ حتی برای خرید یک ساندویچ کوچک از بوفه مدرسه کافی نیست. پول توجیی ماهانه سارا بدون احتساب دیگر هزینههای مدرسه، از ماهی هشت میلیون فراتر میرود و به گفته خودش یکچهارم حقوق پدرش را در بر میگیرد. با اینکه پدر و مادرش هر دو شاغلاند، سارا میداند خانوادهاش توان پرداخت پول توجیبی بیشتر ندارد و میگوید بسیاری از دوستانش نیز وضعیتی مشابه دارند: «گاهی با دوستم یک ساندویچ را شریکی میخریم. وقتی نصفش میکنیم، سهم هر کداممان یکی دو لقمه بیشتر نمیشود.»
مرور شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در همین روزهای اخیر مادران و پدران زیادی با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، دشواری تامین تغذیه مناسب برای فرزندان دانشآموز خود را روایت کردهاند و این در حالی است که هنوز یک ماه از آغاز سال تحصیلی جدید نگذشته است.
برخی رسانههای داخلی نیز در گزارشهای میدانی به این موضوع پرداختهاند. از جمله روزنامه جهان صنعت که اواخر شهریورماه، در گزارشی با عنوان «زنگ تفریح در محاصره گرانی» نوشت: «زنگ تفریح برای همه دانشآموزان این کشور یکسان نواخته نمیشود. یکی ظرف پر از آجیل و مغزیجات را از کیفش بیرون میآورد، دیگری به چند لقمه نان و پنیر بسنده میکند و آن یکی ناچار است صرفا بهخاطر گرانی و تورم با حسرت به خوراکیهای رنگارنگ بقیه بچهها نگاه کند. در این میان شاید یکی بهخاطر دوستی و رفاقت خوراکیهایش را با او نصف کند تا حسرت آن به دلش نماند.»
تازهترین گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد در شهریور ۱۴۰۵، قیمت گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» نسبت به شهریور سال قبل حدود ۱۲۲ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که تورم نقطهبهنقطه کل کالاها و خدمات ۸۹.۸ درصد بود. تورم سالانه خوراکیها نیز به ۱۰۸.۸ درصد رسیده است. به بیان دیگر، فشار گرانی بر مواد غذایی بهمراتب بیشتر از متوسط افزایش قیمتها بوده است.
این افزایش قیمت، دقیقا اقلامی را شامل میشود که بخش یک تغذیه ساده دانشآموزی را تشکیل میدهند. بر اساس جزئیات همین گزارش، قیمت گروه شیر، پنیر و تخممرغ در شهریور نسبت به یک سال قبل بیش از ۱۶۰ درصد و نان و غلات بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. یعنی حتی خانوادهای که کیک، چیپس، آبمیوه یا ساندویچ آماده را حذف میکند و به نان و پنیر، تخممرغ و شیر روی میآورد، از موج گرانی در امان نمیماند.
در چنین شرایطی توزیع شیر رایگان در مدارس نیز مانند سالهای گذشته با اما و اگرهایی همراه است. وزارت آموزشوپرورش برای سال تحصیلی جاری بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان اعتبار برای این برنامه در نظر گرفته و اعلام کرده است ۷۰ درصد آن صرف خرید شیر و ۳۰ درصد برای سایر اقلام تغذیه سالم خواهد شد.
با این حال، دامنه این برنامه همه دانشآموزان را دربرنمیگیرد. دانشآموزان مدارس غیردولتی و بخش بزرگی از دانشآموزان روزانه مقاطع متوسطه در پوشش اعلامشده قرار ندارند و حتی برای دانشآموزان تحت پوشش نیز این برنامه تمام هزینه خوراک روزانه مدرسه را از دوش خانواده برنمیدارد. مدیر دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت نیز گفته است افزایش قیمتها امکان گسترش برنامه شیر مدارس به مدارس غیردولتی را محدود کرده است.
به این ترتیب آنچه در نهایت به جا میماند، زنگ تفریحهای گران و چالشبرانگیز است؛ دانشآموزی که پول توجیبی ندارد، کودکی که خوراکیاش را با همکلاسیاش نصف میکند، نوجوانی که امکان خرید ساندویچ از بوفه مدرسه را ندارد مادری که هر صبح به این فکر میکند که چه چیزی در کیف فرزندش بگذارد.

